خانهنادر ابراهیمیفروشگاه روزبهانتازه‌هاپـديـدآورنـدگانخبرنامهبيشتر 
 
     وقت به خیر، خوش آمدید  |   امروز : دوشنبه 28 مهر 1393     فهرست دلخواه  |  خریدهای گذشته  |  سبد خريد شما خالی‌ست      
   يك عاشقانه ی آرام
   فلسفه در خيابان؛ عبور از فوکو و بودریار
خروجی آخرين آيتم‌های اضافه شده به سايت

جهت دریافت آخرین اخبار کتاب های منتشر شده توسط انتشارات روزبهان از طریق پیام کوتاه می توانید به شماره ی 3000616166 نام و نام خانوادگی خود را بفرستید.
  تازه‌هاRSS Feed Add To Favorite List چاپ برگشت به صفحه قبل
  تعداد بازديد: 3471 بار در مجموع 157 راي

پاريس
    

پاريس

نويسنده: سعيد نوري

قيمت: 48,000 ريال ($1.41)


رمان پاريس اولين اثر داستاني سعيد نوري و اولين رمان از سري جديد ادبيات داستاني انتشارات روزبهان، روايت دغدغه‌ها و انديشه‌هاي زني ايراني است كه بيست سال است در پاريس است و با مسائل گوناگون خود، از قبيل جايگاهش در خانواده و نيز جايگاه شغلي‌اش درگيرودار است.اين رمان به زودي منتشر مي شود.

قسمتي از رمان پاريس

با نوازش نور مايل تابيده از پنجرة اتاقم كه پردة توري سرخ پوشيده، بيدار شده‌ام اما او كنارم نيست. جاي خالي‌اش روي ملحفة سرخ تختم چروك انداخته، بالش لب‌شكلِ سرخي كه هر شب زير سر مي‌گذارد، دهن‌كجي مي‌كند. بر آرنج دست راست لميده، بعد از مالش چشمان و خميازه‌اي بي‌صدا، پتو را از روي خودم كنار مي‌زنم.

اوّلين‌بار است كه پيش از من از رختخواب بيرون رفته. به حساب شنيده‌هايم از كودكي‌اش كه هر صبح، در تاريكي زمستان، براي پدر و مادرش نان تازه مي‌خريده، خيال مي‌كنم شايد براي آماده كردن صبحانه، كاري كه هر صبح تعطيل انجام مي‌دهد، از خانه بيرون رفته و تا چند دقيقة ديگر، چابك، از در وارد خواهدشد. پنجره را باز مي‌كنم. عطر هواي خنكي، پرده را به صورتم مي‌سايد تا بوي هواي مانده و سنگين اتاق را در خود حل كند. دستمال‌كاغذي‌هاي مچاله را از كف اتاق برمي‌دارم و به سمت سطل آشغال آشپزخانه مي‌روم.

به عادت هر صبح، تلوخوران دستم را در قسمت‌هايي از ديوارهاي دو طرف راهرو مي‌گذارم كه در تماس با قاب‌عكس‌هاي روي ديوار قرار نگيرد. يك‌بار با افتادن يكي از آن‌ها هراسان از جا پريد كه خرده‌شيشه‌ها پاي من‌را نبُرند. چون هميشه چندجفت از كفش‌هايش دم در چيده شده‌اند نمي‌توانم مطمئن باشم كه بيرون رفته‌باشد. صدايش مي‌زنم. جوابي نيست. هنوز گيج خوابم. بعد از ديدزدن كاناپة سالن، پا در حمام مي‌گذارم. احساس سنگيني مي‌كنم. سردي فلز، كف پايم را سوزن مي‌زند. بعد از دو روز تعطيلي و خواب صبح تا ديروقت، دشوار مي‌توان از رختخواب جدا شد. لعنت به اين سرگيجه!

هميشه يكشنبه‌ها، سر شب دو قرص سردرد دوليپران مي‌خورم كه هم زود به خواب بروم و هم فردا را سبك‌تر از خواب جدا شوم. تماشاي تلويزيون و بيرون‌رفتن هم تعطيل مي‌شود. حداكثر، ماسك مرطوب‌كنندة ضدچروك مي‌گذارم تا عضلات صورتم رفع خستگي كنند. گاهي بر اثر خستگي زياد، عضلات ساق پاي چپم گرفتگي پيدا مي‌كند. آغاز هفته با كسالت، تمام هفته را خراب مي‌كند. قرص شل‌كنندة عضلات هم تمام بدن را لَخت مي‌كند. در عبور از كنار اتاق خواب، تختم با انگشت اشاره، مرا به سمت خود مي‌برد. زير دوش اوّل حرارت آب را در قسمت پايين تنظيم مي‌كنم. با كشيدن اهرم، آب در تلفنيِ دوش شتك مي‌زند. كتف و سرم را زير دوش مي‌برم. گرماي آب كه به تنم مي‌رسد بيداري را بهتر درك مي‌كنم. ديگر تار نمي‌بينم. هوشياري هر لحظه بيشتر مي‌شود.

 

  
دارای امتیاز از 157 رأی
(عدد بالاتر برای عنوان بهتر)

کتاب مکافات جنایات

ارتباط با ما | شرایط خدمات | حريم شخصی كاربران | پاسخ به پرسش‌های متداول
تمامی حقوق محفوظ است ©